علي بن حسين انصارى شيرازى

104

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

باب الحا حاشا مامون و ترمس گويند و صعتر الحمار نيز گويند روفس گويد پودنه كوهى بود و گويند ورق خردل بيابانى است و گويند برگ سپندان دشتى بود و آنچه محقق است نوعى از پودنه كوهى است گلهاى كوچك بسيار دارد مانند ادخر اما بسرخى مايل بود و قصبهء باريك دارد مانند قصبهء ادخر و برگها دارد به شكل جعده كبر و بيشتر در كوه بود و در دامن كوه نيز باشد و مطلقا بوى پودنه كند طبيعت آن گرم و خشك است در سيم و گويند در دويم محلل و مقطع و مسخن بود و حيض و بول براند و بچه بيندازد و سده بگشايد و بر عرق النسا با شراب ضماد كردن نافع بود و سينه و شش را پاك كند و منع نفث دم بكند و اگر با نمك و سركه بياشامند مسهل كيموس بلغمى بود و اگر با سركه بر ورم بلغمى ضماد كنند تحليل دهد و محلل خون بسته بود و ثاليل و نمش را تحليل كند و اگر در طعام كنند و بخورند ضعف چشم را نافع بود و قوت باصره نگه دارد و معده و جگر را پاك كند و چون سحق كنند و به آب و عسل بسرشند و مقدار دو مثقال بياشامند قولنج را نافع بود و قوت گرده بدهد و مجامعت را نيكو بود و درد دهن و حلق را سود دهد و مقدار دو درم مستعمل بود جالينوس گويد فالج و لقوه و نسيان را نافع بود و اندروماخس گويد چون بكوبند و سحق كنند و با عسل بسرشند و بر سرطان طلا كنند نافع بود و همچنين اگر مجذوم در حمام طلا كنند سود دهد و اسحق گويد مضر بود به شش و مصلح وى نعناع بود و بدل وى يك وزن و نيم سعتر جبلى است و گويند يك وزن و نيم افتيمون و انيسون و شراب وى اشتها بياورد و هاضم بود مسهل بلغم صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بفتح اول بيونانى ترمس و در مغرب معروف به صعتر الحمير است و در بيت المقدس و حوالى آن در مواضع سنگلاخ بسيار مىرويد و آن نوعى از پودنه كوهى است صاحب تحفه فارسى آن را آويشم دراز نامد حاير المهر سورنجان است و گفته شود حاج خارى است كه ترنجبين از وى حاصل مىشود و نبات كشوت بر وى پيچيده شود و بشيرازى خاردارو گويند و چون عصارهء